پیوت چیست و چه اهمیتی در تحلیل تکنیکال دارد؟

پیوت چیست و چه اهمیتی در تحلیل تکنیکال دارد؟

پیوت چیست و چه اهمیتی در تحلیل تکنیکال دارد؟

همان‌طور که قبلاً در مقالات آموزش تحلیل تکنیکال صحبت کردیم. از مهمترین اهداف تحلیل تکنیکال در بازارهای مالی، تشخیص محدوده‌ها یا نقاط بازگشت قیمت‌ها می‌باشد. در واقع تمام بحث تکنیکال پیداکردن مسیر حرکت احتمالی قیمت و بعد محدوده‌های احتمالی چرخش قیمت است. با این حال تا به امروز هیچ روشی پیدا نشده که بتواند با دقت ۱۰۰ درصد این نقاط چرخش رو به‌طور کامل پیدا کند. در این مقاله از سایت پارسیان بورس می‌خواهیم به بررسی و معرفی پیوت‌های قیمت بپردازیم. پیوت از جمله ابزارهای بسیار کاربردی تحلیل تکنیکال برای بررسی وضعیت گذشته و حال قیمت است. پیوت‌ها به تعبیری همان نقاط چرخش قیمت در نمودارهای تحلیل تکنیکال هستند و تشخیص درست آنها از الزمات شروع تحلیل تکنیکال است.

از مزایای تشخیص درست پیوت‌ها، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱. تشخیص و ترسیم درست خط روند
۲. تعیین حد ضررهای درست و ایمن
۳. تشخیص احساسات بازار و درگیر نشدن در آن
۴. فرار از سردرگمی

تعریف پیوت‌ها

پپوت‌ها سطوح محوری و برگشت بازار هستند که بازار اگر صعودی بوده شروع به ریزش می‌کند یا اگر نزولی بوده شروع به رشد می‌کند. درواقع پیوت‌ها همان محدوده چرخش قیمت یا نقطه شروع نوسانات قیمت است و به طور سنتی به پیوت‌های مینور (پیوت‌های فرعی یا کوچک) و پیوت‌های اصلی (پیوت‌های ماژور یا بزرگ) تقسیم می‌شوند.

  • پیوت‌های مینور (پیوت‌های فرعی)

پیوت‌های مینور سطوحی هستند که برگشت‌های قیمتی از این سطح، جزیی و محدود است. به‌عبارت دیگر برگشت‌های محسوسی در قیمت شاهد نیستیم. این سطوح در حقیقت مناطقی هستند که غالباً بازار در فکر نقد کردن معاملات خود می‌باشد و کمتر معامله‌گران معکوس، وارد بازار می‌شوند. همانطور که مشخص است و در نمودار زیر می‌بینیم پیوت‌های مینور نوسانات جزئی بازار است. برآیند پیوت‌های فرعی بازار یک حرکت بزرگ را تشکیل می‌دهند.

یکی از دلایلی که معامله‌گران معاملات خود را با سود کم می‌بندند، اسیر شدن در پپوت‌های مینور یا فرعی می‌باشد، این پیوت‌ها در کنار جوّ روانی منجر به این قضیه می‌شود که معامله‌گران آماتور تصوّر کنند بازار در حال برگشت بزرگی است و معاملات خوب خود را اغلب با یک‌پنجم سود واقعی ببندند.

پیوت‌های مینور در حقیقت سطوحی هستند که معامله‌گران کوتاه مدتی شناسایی سود می‌کنند و به دلیل نقدکردن معاملات، قیمت‌ها اندکی برمی‌گردند، امّا قیمت مجدد در جهت روند اصلی خود حرکت می‌نماید. بنابراین افرادی که معامله‌گر میان‌مدتی هستند، نباید تحت‌تأثیر پیوت‌های مینور قرار گرفته و پوزیشن‌های خود را با سود اندک ببندند چرا که می‌توانند سود بسیار بیشتری کسب نمایند.

مشکل بزرگی که بسیاری از معامله گران بازار، به خصوص تازه‌کارها، با آن روبرو هستند محدود کردن سود و باز کردن حد ضرر می‌باشد، بدین‌صورت که حدضرر خود را بر اساس ماژورها تعیین می‌کند و حد سودشان در مرحله اول ماژور است. امّا شرایط روحی و روانی و شرایط حاکم بر بازار منجر به این می‌شود که معامله گران در مینورها معاملات خود را ببندند و نسبت ریسک به بازده نامعقول باشد و در بلندمدت برآیند ضرر شود.

  • پیوت‌های ماژور (پیوت‌های اصلی)

پیوت‌های ماژور یا پیوت‌های اصلی، به زبان ساده، نقاطی را نشان می‌دهند که جهت روند در آنجا دچار چرخش جدی شده باشد. چرخش جدّی یعنی قیمت حداقل به اندازه یک‌سوم از مسیر رفت خود را مجدداً بازگشت نماید. سایر نقاطی که چنین تأثیر مهمی بر بازار نداشته‌اند همگی پیوت مینور و کم‌اهمیت بوده و نقش ریزموج‌های فرعی را دارند. یک تحلیل‌گر مجرب به مرور زمان فرا می‌گیرد که حتّی بدون استفاده از روش و ابزار خاصی و صرفاً با اتکا به تجربه چشمی، نقاط اصلی بر روی یک چارت را به خوبی تشخیص داده و آن‌ها را از پیوت‌های فرعی و کم‌اهمیت تفکیک نماید. امّا فعلاً نیاز به تعریف دقیق‌تر و مدرن‌تری برای پیوت‌های ماژور داریم. بنابراین به‌نظر می‌رسد که شناسایی درست پیوت ماژور یک اصل اساسی در بازار می‌باشد که فقدانش منجر به بروز اشتباهات پی‌درپی در بازار می‌شود.

قلّه‌ها و دره‌ها در تشخیص پیوت

پیوت ماژور می‌تواند هر دو مفهوم قلّه و درّه را شامل بشود و بطور کلی نقطه بازگشت روند است. در یک پیوت ماژور شاهد تغییر جهت روند و بازگشت بخش بزرگی از مسیر قبلی هستیم که دلیل آن می‌تواند انتشار یک خبر، وقوع یک رخداد سیاسی یا اقتصادی، یا برخورد قیمت با یک سطح حمایت و مقاومت باشد.
به تمام قلّه‌ها و دره‌های اصلی برروی نمودار، که بازار در آنجا دچار تغییر جهت جدی شده باشد، اصطلاحاً پیوت ماژور می‌گوییم. در پیوت ماژور، قیمت باید بخش بزرگی از مسیر قبلی خود را مجدداً بازگشت نماید.


به عنوان نمونه‌ای دیگر در تصویر فوق که مربوط به قیمت جهانی طلا یا همان انس طلای جهانی می‌باشد، ماژورهای اصلی در شکل با مربع‌های آبی نشان داده‌شده‌است. امّا در این شکل، یک‌سری از سطوح به عنوان سطوحی که مشکوک هستیم، مورد توجه است. مثلاً در همین شکل برخی سطوح با دایره‌های قرمز نشان داده شده که واقعاً نمی‌دانیم این سطوح ماژور هستند یا باید مینور در نظر بگیریم؟ چگونه باید در مواجهه با این سطوح رفتار کنیم؟ زمانی‌که با استفاده از ماژورها روند را تعریف می‌کنیم، چگونه در تعیین ماژورها خطا ایجاد نشود و در تغییر روندها به مشکل برنخوریم؟
برای شناسایی ماژورها بهترین ابزار چشم انسان است، بدین‌صورت که چشم به راحتی قادر است بیش از ۷۰% ماژورها را تشخیص دهد؛ امّا در ۳۰% باقی‌مانده یک سری تکنیک‌هایی وجود دارد که با استفاده از آن می‌توان به راحتی ماژورهای مشکوک را شناسایی نمود.

روش‌های تشخیص پیوت‌های اصلی

  • ترکیب اندیکاتور مکدی و اصلاح قیمتی (برای آموزش ابزار فیبوناچی کلیک کنید)

دو روش تشخیص برای شناسایی ماژورهای مشکوک وجود دارد که هر یک را با مثال توضیح می‌دهیم.

  • ترکیب اندیکاتور مکدی و اصلاح قیمتی

همانطور که در مبحث ماژورها دیدیم، بعد از هر ماژور کف، یک ماژور سقف باید شکل بگیرد و بعد از هر ماژور سقف، یک ماژور کف شکل می‌گیرد. بنابراین اگر دو ماژور در اختیار داشته باشیم، برای تعیین ماژور سوم از دو ابزار استفاده می‌کنیم، بدین‌صورت که همزمان در مکدی استاندارد تغییر فاز داشته باشیم و قیمت بیش از ۳۸/۲% اصلاح کرده باشد.

تغییر فاز مکدی چیست؟

زمانی‌که اندازه مکدی از سطح مثبت به منفی برود یا بالعکس، می‌گوییم مکدی تغییر فاز داده است. از نقطه نظر علمی، وقتی مکدی از صفر گذر می‌کند و از فاز منفی به فاز مثبت می‌آید، عمدتاً بیانگر این قضیه است که خریداران تازه‌نفس وارد بازار شده اند و حجم مالی بسیار خوبی در جهت خرید وارد بازار شده است. همچنین زمانی‌که مکدی از مثبت به منفی می‌آید، بیانگر فروشندگان تازه‌نفس در بازار می‌باشد.

به‌عنوان مثال در شکل زیر وقتی قیمت از B تا C ریزش می‌کند، معادل ۳۸/۲% اصلاح انجام گرفته و مکدی نیز از فاز مثبت به فاز منفی رفته است. پس B چون هر دو پارامتر تغییر فاز مکدی و اصلاح بیش از ۳۸/۲% را دارا می‌باشد، پیوت ماژور سقف تلقی می‌شود و از C نیز قیمت برگشت خوبی می‌کند و این سطح نیز پیوت ماژور کف تلقی می‌شود.

اگر قیمت تا ۳۸/۲% اصلاح نمی‌کرد و یا مکدی تغییر فاز نمی‌داد، هیچ یک از نقاط مشخص شده ماژور نبودند. بنابراین ترکیب هر دو ابزار مورد بحث، یعنی اصلاحی بیش از ۳۸/۲% و تغییر فاز در مکدی نشانگر ماژور بودن سطوح، در مناطقی هستند که مشکوک به ماژور بودن است.

از نظر فلسفی، منطق ترکیب این دو ابزار این است که در یک سقف، فشار فروش مناسبی وارد بازار شود. تغییر فاز در مکدی بیانگر ورود معامله‌گران معکوس یا همان فروشنده‌ها به بازار می‌باشد. چون پیش از آن، بیشتر خریدارها در بازار بودند.

به‌عنوان مثال در شکل زیر روی سطوحی که با کادر آبی نشان دادیم، از نظر چشمی برگشت قیمت داریم؛ امّا با نگاه به اندیکاتور مکدی می‌بینیم که تغییر فاز نداشتیم. همچنین چون قیمت به تراز ۳۸.۲ فیبوناچی نیز نرسیده‌است، پس پیوت‌ها مینور هستند.

ترکیب اندیکاتور مکدی و اصلاح زمانی

اگر از نظر زمانی تعداد کندل‌های برگشتی بیش از ۳۸.۲% تعداد کندل‌های حرکت قبلی باشد و در این اصلاح زمانی مکدی تغییر فاز دهد، می‌گوییم پیوت ماژور تشکیل شده است.
به‌عنوان مثال در تصویر زیر می‌بینیم اگرچه اندیکاتور مکدی تغییر فاز داده ولی اصلاح قیمت از نقطه B تا C به لول ۳۸.۲% فیبوناچی نرسیده، امّا از نظر زمانی حدود ۶۲% حرکت AB در BC اصلاح انجام شده است. چون در صعود، ۵۲ کندل داشتیم و در حرکت BC تعداد کندل‌های اصلاحی ۳۵ کندل و معادل حدود ۶۸% حرکت قبل بوده و مکدی نیز تغییر فاز داده، بنابراین هر دو سطح B و C پیوت ماژور تلقی می‌شوند. امّا چنانچه C کمتر اصلاح زمانی داشت و یا مکدی تغییر فاز نمی‌داد، هیچ‌کدام از دو سطح B و C ماژور حساب نمی‌شدند.

نتیجه گیری از پیوت‌ها

برای تشخص پیوت‌های اصلی از فرعی ۳ شرط داریم که اگر ۲ شرط را همزمان دارا بود، آن نقطه پیوت اصلی خواهد بود؛ این ۳ شرط عبارتند از:

  1. در یک پیوت ماژور، قیمت باید حداقل %۳۸ از مسیر قبلی خود را مجدداً بازگشت نماید.
  2. به لحاظ زمانی نیز مسیر بازگشت باید حداقل به اندازه %۳۸ از مدت زمان موج رفت، طول بکشد.
  3. بین هر دو پیوت ماژور متوالی، علامت جبری مکدی باید حداقل یک‌بار تغییر فاز بدهد.

شناسایی درست مفهوم مینور و ماژور چند حسن اساسی دارد که عبارتند از:

  1. چنانچه سطوح ماژور به درستی شناسایی شود، به وسیله آن می‌توان روند اصلی بازار را به دقت تشخیص داد.
  2. پیوت‌های مینور نوسان‌های مقطعی و هیجانات بازار می‌باشد. اگر بتوانیم مینور را از ماژور تشخیص دهیم، درگیر هیجانات بازار نشده و دست به حرکات احساسی در بازار نمی‌زنیم.
  3. شناخت صحیح ماژورها می‌تواند حدضررهای امن و پرقدرتی برایمان به‌ارمغان بیاورد. در حقیقت انتخاب یک حدضرر مناسب، نخستین گام یک پوزیشن منطقی و اصولی است.
  4. شناخت درست ماژورها در بسیاری از تکنیک‌های معامله‌گری اعم از کلاسیک، هارمونیک و امواج می‌تواند بسیار مثمرثمر و کارا باشد.
  5. انتخاب صحیح و درست ماژورها، معامله‌گر را از سردرگمی در بازار مبرا می‌کند.

مقالات بیشتر: