مقالههای پیشنهادی

پیوت پوینت چیست؟ 0 تا 100 آموزش اندیکاتور Pivot Point
آیا تا به حال فکر کردهاید که معاملهگران حرفهای چگونه دقیقاً نقاط چرخش قیمت را پیش از وقوع شناسایی میکنند؟ پیوت پوینت Pivot Point یا نقطه محوری، یکی از قدرتمندترین ابزارهای تحلیل تکنیکال است که برخلاف بسیاری از اندیکاتورهای دیگر، به جای دنبال کردن قیمت (Lagging)، سطوح حمایتی و مقاومتی آینده را پیشبینی (Leading) میکند. پیوت پوینتها سطوحی هستند که از محاسبه میانگین قیمت سقف، کف و بسته شدن روز قبل به دست میآیند و به عنوان یک «مغناطیس قیمتی» عمل میکنند. اگر قیمت بالای پیوت باشد، بازار صعودی و اگر زیر آن باشد، بازار نزولی تلقی میشود. در این آموزش جامع از آکادمی پارسیان بورس، از صفر تا صد نحوه محاسبه، انواع پیوت (کلاسیک، فیبوناچی، کاماریلا) و استراتژیهای پولساز با این اندیکاتور را بررسی خواهیم کرد. اما چرا هر تریدری باید بر اندیکاتور Pivot Point مسلط باشد؟
- تشخیص سریع روند: در کمتر از چند ثانیه میفهمید که امروز باید خریدار باشید یا فروشنده.
- تعیین دقیق حد سود و ضرر: پیوت پوینتها به شما میگویند که قیمت دقیقاً تا کجا پتانسیل حرکت دارد.
- دقت بالا در بازارهای پرنوسان: این ابزار در بازار فارکس، ارز دیجیتال و بورس به دلیل تکیه بر فرمولهای ریاضی، اعتبار بسیار بالایی دارد.
پیوت پوینت چیست؟
یک معاملهگر موفق پیش از هر چیز باید سنتیمنت (احساسات) بازار را درک کند و بداند چگونه همگام با روند اصلی حرکت کند. برای دستیابی به این درک عمیق، تسلط بر دو بال اصلی معاملهگری یعنی تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی (فاندامنتال) الزامی است. در میان ابزارهای متنوع تکنیکال، شناسایی سطوح حمایت و مقاومت از نان شب برای تریدرها واجبتر است؛ جایی که استراتژی پیوت پوینت به عنوان یکی از دقیقترین ابزارهای پیشبینی قیمت وارد عمل میشود.
پیوت پوینت یک اندیکاتور مبتنی بر محاسبات ریاضی است که بر اساس قیمتهای بالا (High)، پایین (Low) و قیمت بسته شدن (Close) در یک بازه زمانی مشخص، سطوح کلیدی حمایت و مقاومت را روی نمودار ترسیم میکند.
استفاده از اندیکاتور Pivot Point یک فرآیند ایستا نیست. برای موفقیت در بازارهای پرنوسانی مثل فارکس یا ارز دیجیتال، باید به صورت مداوم این سطوح را در تایمفریمهای مختلف چک کنید و واکنش قیمت (Price Action) را در برخورد با این مرزهای ریاضی زیر نظر بگیرید.
پیوت پوینت در واقع ارتباطی دارد با اتاقهای فیزیکی بازار سهام که به آنها Floor گفته میشود. در این اتاقها بالاترین و پایینترین قیمت و همچنین بسته شدن سهامها در یک روز قبل محاسبه میشده است تا سرمایهگذاران بتوانند با استفاده از این محاسبات قیمت سهام در روز جاری را حساب کنند. در واقع این اتاقهای فیزیکی یک آیندهنگری نسبت به قیمتها ایجاد میکردند که سرمایهگذاران بر اساس آنها میتوانستند قیمتهای بازار را پیشبینی کنند و سطوح مهم معاملات خود را بدست بیاورند.
تاریخچه استراتژی پیوت پوینت به این اتاقهای فیزیکی برمیگردد، در حال حاضر پیوت پوینت به عنوان یک اندیکاتور آیندهنگر مورد استفاده قرار میگیرد زیرا سرمایهگذاران با استفاده از این استراتژی میتوانند نقاط احتمالی بازگشت یا شکست قیمت را شناسایی کنند و وضعیت بازار را به درستی درک کنند.

حتما بخوانید:
پیوتهای مینور (پیوتهای فرعی)
پیوتهای مینور سطوحی هستند که برگشتهای قیمتی از این سطح، جزیی و محدود است. بهعبارت دیگر برگشتهای محسوسی در قیمت شاهد نیستیم. این سطوح در حقیقت مناطقی هستند که غالباً بازار در فكر نقد کردن معاملات خود میباشد و کمتر معاملهگران معكوس، وارد بازار میشوند. همانطور که مشخص است و در نمودار زیر میبینیم پیوتهای مینور نوسانات جزئی بازار است. برآیند پیوتهای فرعی بازار یک حرکت بزرگ را تشکیل میدهند.

یکی از دلایلی که معاملهگران معاملات خود را با سود کم میبندند، اسیر شدن در پپوتهای مینور یا فرعی میباشد، این پیوتها در کنار جوّ روانی منجر به این قضیه میشود که معاملهگران آماتور تصوّر کنند بازار در حال برگشت بزرگی است و معاملات خوب خود را اغلب با یکپنجم سود واقعی ببندند.
پیوتهای مینور در حقیقت سطوحی هستند که معاملهگران کوتاه مدتی شناسایی سود میکنند و به دلیل نقدکردن معاملات، قيمتها اندکی برمیگردند، امّا قیمت مجدد در جهت روند اصلی خود حرکت مینماید. بنابراین افرادی که معاملهگر میانمدتی هستند، نباید تحتتأثیر پیوتهای مینور قرار گرفته و پوزیشنهای خود را با سود اندک ببندند چرا که میتوانند سود بسیار بیشتری کسب نمایند.
مشکل بزرگی که بسیاری از معامله گران بازار، به خصوص تازهکارها، با آن روبرو هستند محدود کردن سود و باز کردن حد ضرر میباشد، بدینصورت که حدضرر خود را بر اساس ماژورها تعیین میکند و حد سودشان در مرحله اول ماژور است. امّا شرایط روحی و روانی و شرایط حاکم بر بازار منجر به این میشود که معامله گران در مینورها معاملات خود را ببندند و نسبت ریسک به بازده نامعقول باشد و در بلندمدت برآیند ضرر شود.
پیوتهای ماژور (پیوتهای اصلی)
پیوتهای ماژور یا پیوتهای اصلی، به زبان ساده، نقاطی را نشان میدهند که جهت روند در آنجا دچار چرخش جدی شده باشد. چرخش جدّی یعنی قیمت حداقل به اندازه یکسوم از مسیر رفت خود را مجدداً بازگشت نماید. سایر نقاطی که چنین تأثیر مهمی بر بازار نداشتهاند همگی پیوت مینور و کماهمیت بوده و نقش ریزموجهای فرعی را دارند. یک تحلیلگر مجرب به مرور زمان فرا میگیرد که حتّی بدون استفاده از روش و ابزار خاصی و صرفاً با اتکا به تجربه چشمی، نقاط اصلی بر روی یک چارت را به خوبی تشخیص داده و آنها را از پیوتهای فرعی و کماهمیت تفکیک نماید. امّا فعلاً نیاز به تعریف دقیقتر و مدرنتری برای پیوتهای ماژور داریم. بنابراین بهنظر میرسد که شناسایی درست پیوت ماژور یک اصل اساسی در بازار میباشد که فقدانش منجر به بروز اشتباهات پیدرپی در بازار میشود.
اصطلاح شناسی نقاط پیوت پوینت
کلمه پیوت پوینت دارای یک تفسیر میباشد. همانطور که گفته شد این استراتژی با سطوح مقاومت و حمایت ارتباط دارد. پیوت پوینت Pivot Point در حالت کلی از ۷ سطح تشکیل شده است که سطح میانی آن Pivot Point یا همان PP میباشد و سه سطح بالاتر از قسمت میانی قرار دارند که به عنوان سطوح R یا Resistance شناخته میشوند که در فارسی به آنها سطوح مقاومت میگوییم. پایینتر از سطح میانی نیز سه سطح دیگر وجود دارد که آن سطوح پایینی به عنوان سطوح Support یا S شناخته میشوند که در فارسی به آنها سطوح حمایت گفته میشود.
توضیح سطوح پیوت پوینتها
ساختار و نمایش ظاهری اندیکاتور پیوت پوینت بر روی نمودار، بر پایه یک هسته مرکزی و سطوح پیرامونی آن استوار است. این اندیکاتور در مجموع ۷ سطح کلیدی را ترسیم میکند: یک خط مرکزی به نام نقطه محوری (Pivot Point یا به اختصار P) که به عنوان ستون فقرات اندیکاتور عمل میکند، به همراه سه سطح در بالا و سه سطح در پایین. سه خطی که در بالای نقطه محوری قرار میگیرند، نقش سطوح مقاومتی را ایفا کرده و با نمادهای R1، R2 و R3 (مخفف Resistance) شناخته میشوند. در مقابل، سه خط مستقر در پایین نقطه محوری، سطوح حمایتی بازار هستند که با نمادهای S1، S2 و S3 (مخفف Support) نامگذاری شدهاند.
درک این چیدمان عددی به معاملهگر کمک میکند تا در یک نگاه، محدوده نوسان احتمالی قیمت را تشخیص دهد. زمانی که قیمت بالاتر از نقطه مرکزی (P) معامله میشود، تمایلات بازار صعودی است و سطوح R به عنوان اهداف قیمتی یا نقاط بازگشتی عمل میکنند. برعکس، معامله شدن قیمت زیر خط مرکزی، نشاندهنده غلبه فروشندگان است و سطوح S به عنوان کفهای احتمالی در نظر گرفته میشوند. بسته به تنظیمات پلتفرم معاملاتی شما، این سطوح ممکن است صرفاً با اعداد ۱ تا ۳ در دو طرف محور اصلی نمایش داده شوند، اما در تمامی آنها، فاصله و ترتیب این خطوط نشاندهنده شدت هیجانات و پتانسیل بازگشت قیمت است.

چگونگی نصب و استفاده از اندیکاتور پیوت پوینت در پلتفرمهای معاملاتی
برای بهرهمندی از مزایای اندیکاتور Pivot Point، ابتدا باید از موجود بودن این ابزار در پلتفرم معاملاتی خود (نظیر متاتریدر یا تریدینگ ویو) اطمینان حاصل کنید. اگرچه اکثر پلتفرمهای مدرن این اندیکاتور را به صورت پیشفرض در لیست ابزارهای خود دارند، اما در صورت عدم مشاهده، دو راهکار ساده پیش رو دارید:
- استفاده از نسخه بروکر: بسیاری از کارگزاریها (Brokers) نسخههای اختصاصی و شخصیسازی شده این اندیکاتور را در پنل کاربری یا پلتفرم خود ارائه میدهند.
- دانلود از منابع معتبر: میتوانید فایل اندیکاتور را از مراجع معتبری چون MQL5 یا وبسایتهای تخصصی تحلیل تکنیکال دانلود کرده و به راحتی روی متاتریدر نصب کنید. (آموزشهای تصویری در یوتیوب بهترین راهنما برای نصب سریع فایلهای اندیکاتور هستند).
پس از نصب، به بخش “Indicators” یا جعبه ابزار معاملاتی بروید و پیوت پوینت را روی چارت قیمتی خود فعال کنید. پس از رسم، بلافاصله سطوح ۷گانه را روی نمودار مشاهده خواهید کرد. اما سوال مهم اینجاست: کدام سطح پیوت معتبرتر است؟ در تحلیل تکنیکال، اعتبار یک سطح پیوت پوینت با دو فاکتور اصلی سنجیده میشود:
- تعداد برخوردها: هرچه تعداد دفعاتی که قیمت به یک سطح واکنش نشان داده (برگشت یا توقف) بیشتر باشد، آن سطح از اهمیت بالاتری برخوردار است.
- تلاقی با سطوح دیگر: اگر سطوح پیوت با حمایت و مقاومتهای استاتیک یا خطوط روند همپوشانی داشته باشند، قدرت بازگشتی آنها دوچندان میشود.
سطوح پیوت پوینت ایستا نیستند و بر اساس بازه زمانی (روزانه، هفتگی یا ماهانه) بازتعریف میشوند. همیشه سعی کنید تایمفریم اندیکاتور را با سبک معاملاتی خود (اسکالپ یا میانمدت) هماهنگ کنید.
انواع پیوت پوینتها
پیوت پوینت انواع مختلفی دارد که هرکدام از آنها دارای یک نقش میباشد و انواع پیوت پوینتها کاربردهای متفاوتی دارند. انواع پیوت پوینتها به شرح زیر میباشد؛
پیوت پوینت استاندارد
پیوت پوینت استاندارد که با نام «پیوت کلاسیک» نیز شناخته میشود، سادهترین و پرکاربردترین نوع این اندیکاتور در میان معاملهگران روزانه (Day Traders) است. اساس کار این ابزار بر پایه محاسبات ریاضی روی دادههای دوره معاملاتی گذشته (معمولاً روز قبل) استوار است. این اندیکاتور با ترکیب سه داده حیاتی شامل بالاترین قیمت (High)، پایینترین قیمت (Low) و قیمت بسته شدن (Close)، نقطه تعادل بازار را محاسبه کرده و به معاملهگر اجازه میدهد تا با تکیه بر آمار گذشته، واکنشهای احتمالی قیمت در آینده را پیشبینی کند.
نحوه محاسبه و منطق پیوت پوینت استاندارد
در این روش، ابتدا نقطه محوری اصلی (P) از طریق میانگینگیری ساده به دست میآید و سپس سایر سطوح حمایتی (S) و مقاومتی (R) بر اساس فاصله قیمت از این نقطه مرکزی ترسیم میشوند:
- نقطه محوری (P): میانگین سه قیمت اصلی دوره قبل.
- سطوح مقاومتی (R1, R2, R3): مناطقی که در آن احتمال حضور فروشندگان و اشباع خرید زیاد است.
- سطوح حمایتی (S1, S2, S3): مناطقی که انتظار میرود خریداران وارد بازار شده و مانع افت بیشتر قیمت شوند.
استفاده از پیوت پوینت استاندارد به معاملهگر کمک میکند تا در ابتدای روز معاملاتی، بدون درگیری با پیچیدگیهای تحلیل، مرزهای روانی و ریاضی بازار را شناسایی کرده و استراتژیهای خود را بر مبنای «شکست سطح» یا «بازگشت از سطح» تنظیم نماید.
پیوت پوینت Demark
پیوت پوینت دمارک که توسط تحلیلگر برجسته، «تام دمارک» ابداع شده است، رویکردی متفاوت و هوشمندانه نسبت به روشهای کلاسیک دارد. تفاوت بنیادین این مدل در این است که برخلاف پیوتهای استاندارد که همیشه ۷ سطح را رسم میکنند، ستاپ دمارک تنها بر روی یک سطح مقاومت (R1) و یک سطح حمایت (S1) تمرکز دارد. دمارک معتقد بود که رابطه بین قیمت باز شدن (Open) و بسته شدن (Close) در دوره معاملاتی قبل، تعیینکننده اصلی قدرت روند در دوره فعلی است.
منطق محاسباتی و متغیر X در روش دمارک
تام دمارک برای محاسبه این سطوح، از یک متغیر پایه به نام X استفاده میکند که مقدار آن بر اساس سه سناریوی مختلف تعیین میشود:
- اگر قیمت بسته شدن کمتر از قیمت باز شدن باشد: (نشاندهنده قدرت فروشندگان)، مقدار X بر پایه تمرکز بر کف قیمتی محاسبه میشود.
- اگر قیمت بسته شدن بیشتر از قیمت باز شدن باشد: (نشاندهنده قدرت خریداران)، مقدار X بر پایه سقف قیمتی تعیین میگردد.
- اگر قیمت باز و بسته شدن برابر باشند: تمرکز بر میانگین نوسانات است.
چرا معاملهگران از پیوت دمارک استفاده میکنند؟ این روش به دلیل بررسی دقیق رفتار قیمتی اخیر (Recent Price Action)، برای معاملهگرانی که به دنبال پیشبینی نوسانات کوتاه مدت با دقت بالا هستند، بسیار کاربردی است. پیوت دمارک به جای شلوغ کردن چارت با خطوط متعدد، مستقیمترین مرزهای احتمالی را که قیمت در دوره زمانی فعلی با آنها برخورد خواهد کرد، به شما نشان میدهد.

پیوت پوینت Woodie’s
پیوت پوینت وودی یکی دیگر از مدلهای محبوب محاسباتی است که وزنی متفاوت به دادههای قیمتی میدهد. تفاوت اصلی این روش با مدل استاندارد در این است که قیمت بسته شدن (Close) دارایی، بیشترین تاثیر را در محاسبات دارد. در واقع وودی معتقد بود که قیمت پایانی، مهمترین نشانه از توافق خریداران و فروشندگان در یک دوره زمانی است و به همین دلیل در فرمول خود، وزن قیمت بسته شدن را دو برابر در نظر میگیرد.
ویژگیهای کلیدی ستاپ معاملاتی وودی
تعداد سطوح: برخلاف مدل استاندارد که ۷ سطح دارد، پیوت پوینت وودی معمولاً بر روی ۵ سطح کلیدی تمرکز میکند: یک نقطه محوری مرکزی (P)، دو سطح مقاومت (R1 و R2) و دو سطح حمایت (S1 و S2).
- دقت در معاملات روزانه: به دلیل وزندهی بیشتر به قیمت کلوز، این سطوح در بازارهای پرنوسان مثل فارکس، واکنشهای دقیقتری را نسبت به قیمتهای لحظهای نشان میدهند.
- حذف دادههای قدیمی: بسیاری از طرفداران این سبک معتقدند که وودی به دلیل نادیده گرفتن برخی دادههای دوربرد و تمرکز بر قیمت پایانی اخیر، “داغترین” نواحی بازگشتی بازار را شناسایی میکند.
استفاده از پیوت وودی به معاملهگرانی توصیه میشود که به دنبال شناسایی سریع تغییرات روند در تایمفریمهای کوتاهمدت هستند و میخواهند تاییدیه قویتری از جانب قیمت پایانی دریافت کنند.
پیوت پوینت فیبوناچی
بدون شک، پیوت پوینت فیبوناچی محبوبترین و پرکاربردترین نوع پیوت در میان معاملهگران حرفهای بازارهای جهانی، بهویژه بازار فارکس است. این روش، قدرت سطوح محوری (Pivot) را با نسبتهای طلایی فیبوناچی ترکیب میکند تا دقیقترین نقاط بازگشتی بازار را شناسایی کند.
در این مدل، ابتدا نقطه محوری مرکزی (PP) به روش کلاسیک محاسبه میشود، اما تفاوت اصلی در نحوه تعیین سطوح حمایت و مقاومت است. برخلاف روشهای دیگر، در اینجا فاصله نوسان قیمت (تفاضل سقف و کف) در نسبتهای جادویی فیبوناچی ضرب میشود تا سطوح R و S به دست آیند.
پیوت پوینت Camarilla
یک نوع دیگر پیوت پوینت Camarilla و ابداع کننده آن فردی به نام نیک اسکات میباشد. این نوع شباهت زیادی به پیوت پوینت Woodie’s دارد، اما تفاوت آنها در تعداد سطوح حمایت و مقاومت است که کمریلا چهار نوع حمایت و مقاومت دارد.

ترسیم اندیکاتور پیوت پوینت در رهآورد ۳۶۵
پس از ورود به وبسایت رهآورد ۳۶۵ و انتخاب نماد مد نظرتان، در کادر بالای نمودار در بخش Indicators گزینه Pivot Points را تایپ کنید. بعد Pivot Points Standard را انتخاب کنید.
استراتژیهای معاملاتی پیوت پوینت در بازههای زمانی مختلف
شما به عنوان یک معاملهگر میتوانید از استراتژی پیوت پوینت به عنوان سطوح مقاومت و حمایت استفاده کنید. برای استفاده از پیوت پوینت و سطوح مقاومت و حمایت باید به بازههای زمانی توجه کنید زیرا هر بازه استراتژی مخصوص به خودش را دارد. بازار مالی یا دارای روند میباشد و یا بدون روند و رنج است، به استراتژی پیوت پوینت و نحوه استفاده آن در بازههای زمانی مختلف دقت کنید؛
استراتژی پیوت پوینت برای مارکت روند
اگر شما با بازاری مواجه هستید که دارای روند میباشد لازم است ابزار پیوت پوینت را روی چارت قیمتی رسم کنید و قیمت را مورد رصد قرار دهید. اگر بازار صعودی باشد شما باید قیمت را تا خط مقاومت بعدی دنبال کنید، اگر قیمت قادر باشد خط را بشکند و مورد تایید قرار بگیرد شما باید در پوزیشن خرید بمانید و بازار را تا خط مقاومت بعدی بررسی کنید، تا دوباره وارد عمل شوید.
استراتژی پیوت پوینت برای مارکت رنج
اگر شما با یک بازاری مواجه هستید از روند خاصی برخوردار نمیباشد، با رسم پیوت پوینت بر روی چارت میتوانید سطوحی که قیمت بین آنها بالا و پایین میشود را پیدا کنید. این سطوح مانند نقش حمایت و مقاومت میباشند. در این مارکت ممکن است Pivoting نیز برای شما رخ بدهد که به معنای برخورد قیمت با مقاومت و حمایت و سپس برگشتن آن میباشد.
در این مرحله شما میتوانید دو استراتژی را انجام دهید، اگر قیمت نزدیک سطح مقاومت بالای شما بود، میتوانید دارایی خود را بفروشید و حد ضرر خود را بالای سطح مقاومت مربوطه قرار دهید. اگر قیمت به سطح حمایت شما نزدیک شد میتوانید دارایی مورد نظر را خریداری کنید و سپس حد ضرر خود را پایینتر از سطح حمایت مشخص شده قرار دهید.
تشخیص سطوح حمایت و مقاومت با استفاده از پیوت پوینتها
پیوت پوینت به عنوان یک استراتژی معاملاتی شناخته میشود که در پیشبینی بازار و قیمتهای آن در آینده به شما کمک میکند. کاربرد اصلی استفاده از پیوت پوینت تشخیص حد سود و ضرر میباشد و بسیاری از تریدرها برای مشخص کردن سطوح حمایت و مقاومت از پیوت پوینتها بهره میگیرند. برای استفاده از پیوت پوینتها شما باید این اندیکاتور را روی چارت قیمتی رسم کنید. پیوت پوینتها کار معاملهگران را برای کشیدن خطوط حمایت و مقاومت آسان میکنند.

محدودیت یا معایب پیوت پوینتها
همانطور که میدانید این استراتژی مانند سایر استراژیهای دیگر در بازارهای مالی دارای یکسری معایب و محدودیتها میباشد و شما نمیتوانید به صورت صدرصد از این استراتژی در همه مواقع استفاده کنید. بازارهای مالی تحت تاثیر عوامل زیادی هستند و معاملهگران نمیتوانند بازار را بر میل خود کنترل کنند. هیچ ضمانتی وجود ندارد که قیمت به محض رسیدن به پیوت پوینت بازگردد و سطح حمایتی و مقاومتی را بکشند و به سمت سطح بعدی حرکت کند. قیمت میتواند مدتی بین دو سطح پیوت پوینت رنج بزند و کار خاصی انجام ندهد.
از پیوت پوینتها چگونه استفاده کنیم؟
پیوت پوینتها به عنوان یک اندیکاتور برای پیشبینی قیمتها مورد استفاده قرار میگیرند. این اندیکاتور ممکن است با اندیکاتورهای دیگر مانند فیبوناچی یا خطوط حمایت و مقاومت ترکیب شود که در این صورت برای تریدرها بسیار مفید است. همانطور که گفته شد پیوت پوینت دارای هفت سطح است که سه سطح متفاوت حمایت و مقاومت در بالا و پایین پیوت پوینت قرار دارند و خود پیوت پوینت سطح میانی میباشد. سطوح مقاومت R1 ،R2 و R3 و سطوح حمایت S1 ،S2 و S3 نامگذاری میشوند .
هنگامی که قیمت حاضر بازار بالای پیوت پوینت روزانه معامله بشود شما یک سیگنال برای خرید آن دارایی دارید و هنگامی که قیمت حال حاضر بازار زیر پیوت پوینت روزانه قرار بگیرد شما دارای یک سیگنال برای فروش آن دارایی هستید.
از مزایای تشخیص درست پیوتها، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1. تشخیص و ترسیم درست خط روند
2. تعیین حد ضررهای درست و ایمن
3. تشخیص احساسات بازار و درگیر نشدن در آن
4. فرار از سردرگمی

قلّهها و درهها در تشخیص پیوت
پیوت ماژور میتواند هر دو مفهوم قلّه و درّه را شامل بشود و بطور کلی نقطه بازگشت روند است. در یک پیوت ماژور شاهد تغییر جهت روند و بازگشت بخش بزرگی از مسیر قبلی هستیم که دلیل آن میتواند انتشار یک خبر، وقوع یک رخداد سیاسی یا اقتصادی، یا برخورد قیمت با یک سطح حمایت و مقاومت باشد.
به تمام قلّهها و درههای اصلی برروی نمودار، که بازار در آنجا دچار تغییر جهت جدی شده باشد، اصطلاحاً پیوت ماژور میگوییم. در پیوت ماژور، قیمت باید بخش بزرگی از مسیر قبلی خود را مجدداً بازگشت نماید.

به عنوان نمونهای دیگر در تصویر فوق که مربوط به قیمت جهانی طلا یا همان انس طلای جهانی میباشد، ماژورهای اصلی در شکل با مربعهای آبی نشان دادهشدهاست. امّا در این شکل، یکسری از سطوح به عنوان سطوحی که مشکوک هستیم، مورد توجه است. مثلاً در همین شکل برخی سطوح با دایرههای قرمز نشان داده شده که واقعاً نمیدانیم این سطوح ماژور هستند یا باید مینور در نظر بگیریم؟ چگونه باید در مواجهه با این سطوح رفتار کنیم؟ زمانیکه با استفاده از ماژورها روند را تعریف میکنیم، چگونه در تعیین ماژورها خطا ایجاد نشود و در تغییر روندها به مشکل برنخوریم؟
برای شناسایی ماژورها بهترین ابزار چشم انسان است، بدینصورت که چشم به راحتی قادر است بیش از 70% ماژورها را تشخیص دهد؛ امّا در 30% باقیمانده یک سری تکنیکهایی وجود دارد که با استفاده از آن میتوان به راحتی ماژورهای مشکوک را شناسایی نمود.
روشهای تشخیص پیوتهای اصلی
-
ترکیب اندیکاتور مکدی و اصلاح قیمتی
دو روش تشخیص برای شناسایی ماژورهای مشکوک وجود دارد که هر یک را با مثال توضیح میدهیم.
-
ترکیب اندیکاتور مکدی و اصلاح قیمتی
همانطور که در مبحث ماژورها دیدیم، بعد از هر ماژور کف، یک ماژور سقف باید شکل بگیرد و بعد از هر ماژور سقف، یک ماژور کف شکل میگیرد. بنابراین اگر دو ماژور در اختیار داشته باشیم، برای تعیین ماژور سوم از دو ابزار استفاده میکنیم، بدینصورت که همزمان در مکدی استاندارد تغییر فاز داشته باشیم و قیمت بیش از 38/2% اصلاح کرده باشد.
تغییر فاز مکدی چیست؟
زمانیکه اندازه مکدی از سطح مثبت به منفی برود یا بالعکس، میگوییم مکدی تغییر فاز داده است. از نقطه نظر علمی، وقتی مکدی از صفر گذر میکند و از فاز منفی به فاز مثبت میآید، عمدتاً بیانگر این قضیه است که خریداران تازهنفس وارد بازار شده اند و حجم مالی بسیار خوبی در جهت خرید وارد بازار شده است. همچنین زمانیکه مکدی از مثبت به منفی میآید، بیانگر فروشندگان تازهنفس در بازار میباشد.
بهعنوان مثال در شکل زیر وقتی قیمت از B تا C ریزش میکند، معادل 38/2% اصلاح انجام گرفته و مکدی نیز از فاز مثبت به فاز منفی رفته است. پس B چون هر دو پارامتر تغییر فاز مکدی و اصلاح بیش از 38/2% را دارا میباشد، پیوت ماژور سقف تلقی میشود و از C نیز قیمت برگشت خوبی میکند و این سطح نیز پیوت ماژور کف تلقی میشود.
اگر قیمت تا 38/2% اصلاح نمیکرد و یا مکدی تغییر فاز نمیداد، هیچ یک از نقاط مشخص شده ماژور نبودند. بنابراین ترکیب هر دو ابزار مورد بحث، یعنی اصلاحی بیش از 38/2% و تغییر فاز در مکدی نشانگر ماژور بودن سطوح، در مناطقی هستند که مشکوک به ماژور بودن است.
از نظر فلسفی، منطق ترکیب این دو ابزار این است که در یک سقف، فشار فروش مناسبی وارد بازار شود. تغییر فاز در مکدی بیانگر ورود معاملهگران معکوس یا همان فروشندهها به بازار میباشد. چون پیش از آن، بیشتر خریدارها در بازار بودند.

بهعنوان مثال در شکل زیر روی سطوحی که با کادر آبی نشان دادیم، از نظر چشمی برگشت قیمت داریم؛ امّا با نگاه به اندیکاتور مکدی میبینیم که تغییر فاز نداشتیم. همچنین چون قیمت به تراز 38.2 فیبوناچی نیز نرسیدهاست، پس پیوتها مینور هستند.

ترکیب اندیکاتور مکدی و اصلاح زمانی
اگر از نظر زمانی تعداد کندلهای برگشتی بیش از 38.2% تعداد کندلهای حرکت قبلی باشد و در این اصلاح زمانی مکدی تغییر فاز دهد، میگوییم پیوت ماژور تشکیل شده است.
بهعنوان مثال در تصویر زیر میبینیم اگرچه اندیکاتور مکدی تغییر فاز داده ولی اصلاح قیمت از نقطه B تا C به لول 38.2% فیبوناچی نرسیده، امّا از نظر زمانی حدود 62% حرکت AB در BC اصلاح انجام شده است. چون در صعود، 52 کندل داشتیم و در حرکت BC تعداد کندلهای اصلاحی 35 کندل و معادل حدود 68% حرکت قبل بوده و مکدی نیز تغییر فاز داده، بنابراین هر دو سطح B و C پیوت ماژور تلقی میشوند. امّا چنانچه C کمتر اصلاح زمانی داشت و یا مکدی تغییر فاز نمیداد، هیچکدام از دو سطح B و C ماژور حساب نمیشدند.

نتیجه گیری از پیوتها
برای تشخص پیوتهای اصلی از فرعی 3 شرط داریم که اگر 2 شرط را همزمان دارا بود، آن نقطه پیوت اصلی خواهد بود؛ این 3 شرط عبارتند از:
- در یک پیوت ماژور، قیمت باید حداقل %38 از مسير قبلی خود را مجدداً بازگشت نماید.
- به لحاظ زمانی نیز مسیر بازگشت باید حداقل به اندازه %38 از مدت زمان موج رفت، طول بکشد.
- بین هر دو پیوت ماژور متوالی، علامت جبری مکدی باید حداقل یکبار تغییر فاز بدهد.
شناسایی درست مفهوم مینور و ماژور چند حسن اساسی دارد که عبارتند از:
- چنانچه سطوح ماژور به درستی شناسایی شود، به وسیله آن میتوان روند اصلی بازار را به دقت تشخیص داد.
- پیوتهای مینور نوسانهای مقطعی و هیجانات بازار میباشد. اگر بتوانیم مینور را از ماژور تشخیص دهیم، درگیر هیجانات بازار نشده و دست به حرکات احساسی در بازار نمیزنیم.
- شناخت صحیح ماژورها میتواند حدضررهای امن و پرقدرتی برایمان بهارمغان بیاورد. در حقيقت انتخاب یک حدضرر مناسب، نخستین گام یک پوزیشن منطقی و اصولی است.
- شناخت درست ماژورها در بسیاری از تکنیکهای معاملهگری اعم از کلاسیک، هارمونیک و امواج میتواند بسیار مثمرثمر و کارا باشد.
- انتخاب صحیح و درست ماژورها، معاملهگر را از سردرگمی در بازار مبرا میکند.
پیوت پوینت؛ قطبنمای شما در اقیانوس بازارهای مالی
در این مقاله آموختیم که پیوت پوینت (Pivot Point) فراتر از یک اندیکاتور ساده، یک سیستم محاسباتی دقیق برای درک هندسه بازار است. فرقی نمیکند شما از مدل کلاسیک برای معاملات روزانه استفاده کنید، به دنبال نسبتهای طلایی در فیبوناچی باشید یا از دقت دمارک و وودی بهره ببرید؛ در هر صورت، این ابزار به شما کمک میکند تا به جای حدس و گمان، بر اساس «اعداد و واقعیتهای بازار» تصمیم بگیرید.
به یاد داشته باشید که پیوت پوینتها در واقع نقاط تصمیمگیری بزرگترین بانکها و موسسات مالی هستند. زمانی که قیمت به یک سطح R2 یا S2 نزدیک میشود، در واقع به محدودهای رسیده است که احتمالات به نفع شما تغییر میکند. اما کلید موفقیت در استفاده از این ابزار، ترکیب آن با تأییدیههای پرایس اکشن و مدیریت ریسک است. اجازه دهید پیوت پوینتها نقشه راه شما باشند، اما همیشه برای ورود به معامله، به دنبال تاییدیه نهایی در رفتار کندلها بمانید.
با شرکت در دوره فارکس بر این حوزه مسلط شوید!
افراد زیادی در داخل کشور به دنبال کسب درآمد دلاری هستند اما اکثر آنها به این درآمد دست پیدا نمی کنند چرا که به درستی آموزش ندیده اند. اگر شما می خواهید درآمد بسیار بالایی از این حوزه کسب کنید، پیشنهاد ما به شما شرکت در دوره آموزش آنلاین فارکس در آکادمی پارسیان بورس است که توسط بهترین اساتید فارکس برگزار میشود. همچنین ما کلاس های حضوری زیر را هم برای شما عزیزان در نظر گرفته ایم.
منبع: asktraders.com
با تکمیل فرم زیر، میتوانید نسبت به کسب اطلاعات بیشتر و پیشثبتنام در دوره اقدام نمایید. همکاران ما در کمتر از 24 ساعت با شما تماس خواهند گرفت.













